ماجرا از اون روزی شروع شد که من هم مثل خیلی از دوستان دیگه گوشه وبلاگمون یه بنر تبلیغاتی دیدیم به این مضمون، آموزش هک و شکستن پسورد و دستیابی به شماره تلفن و از این جور چرت و پرت ها!
در نگاه اول به نظرم شوخی اومد، ولی با یه چرخ زدن تو وبلاگ های وابسته به بلاگفا و نیز برخی دوستان دلسوز به این نتیجه رسیدم که ماجرا ابعاد گسترده ای داره و به قولی پول چه ها که نمی کنه! خوب به هر حال همه ماها وقتی که تو نت وارد می شیم، اگر قصد و غرضی نداشته باشیم و فقط بخواهیم سایت و وبلاگی آپلود کنیم و یا سرچی در موضوعات و خبر های مختلف داشته باشیم، به هر حال به هر چیزی فکر میکنیم الا اینکه به صورت رسمی بهمون بگن که منتظره هک شدن باش!یا بد تر اینکه سروری که ما رو در انتقال دانسته ها، خبرها، ماجراها و خیلی از مسایل دیگه میزبانی میکنه، خودش بشه پایه بیلبرد تبلیغاتی این آگهی که، آهای ایها الناس بیایید بهتون هک کردن رو یاد بدیم!!

بگذریم، من یه چند روزی صبر کردم و حتی نشون به اون نشون که با یکی از دوستان که نمی خوام از اسمش مایه بذارم یه ایمیل و چند کامنت درست و درمون - البته به قول عزیزم فرزاد حسنی - واسه برادر شیرازی ریاست معظم مجموعه بلاگفا فرستادیم و صبر کردیم که ببینیم تا کجا این شرح بلاغ بر روی ایشان اثر میگذارد و آیا ایشان پند می گیرند و خلاصه فرجی حاصل می شود یا نه!
تا به امروز که برایتان مینگارم این آخرین مکتوب را در عرصه میزبانی بلاگفا، نه تنها ترتیب اثری به این خواسته معقول و انسانی تعداد کثیری از دوستداران و دلسوزان عرصه وب نگاری فارسی داده نشد، بلکه آن آگهی وزین هک و پسورد شکنی با شکل و شمایلی دیگر همچنان در گوشه و کنار وبلاگ ها به چشم می آید.
به هر حال، صلاح مملکت خویش خسروان دانند! اما در این مدت با تلاش و مشقت فراوان و با صرف هزینه، وب سایت متروک و خاک خورده خودم رو که به لحاظ تنبلی - و البته عدم دسترسی به وقت مناسب جهت پیگیری کارهای راه اندازی و نگهداری آن - همین طور بدون استفاده مانده بود، اعاده کردم و اگر خدا بخواهد تا روزهای آینده - احتمالا بعد از پایان ماه رمضان - تقدیم حضور دوستان و مهربانان خواهم نمود.
لازم است البته این نکته را به عرض برسانم که متن بلند و بالایی جهت نقد سیستم کاری آقای شیرازی عزیز آماده کرده بودم که به لحاظ درخواست یکی از دوستان، بی خیال درج این مطلب شدم!
پس دوستان اگر چند روزی را به بنده مجال دهند با شکل و شمایل تازه و در قالب یه سایت و با همان نوع و روند نوشتاری در حضورشان، ابراز وجود خواهم نمود.
تا بعد...
پ.ن: بد نیست این مطلب رو هم بخونید، شاید بیشتر موضوع دستتون بیاد!
در روز شمار کهن ایران، هر یک از سی روز ماه را نامی است که نام دوازده ماه سال نیز در میان آن هاست. پیشینیان در هر ماه که نام روز و نام ماه یکی بود، آن را جشن می گرفتند. بنا بر همین سنت روز شانزدهم از ماه مهر مصادف با روز مهر است و در این روز جشن مهرگان به پا می شده است.
مهرگان مبارک
تا بعد...
سید رضا شکراللهی بنابر آنچه که خودش نقلی از مضمون نوشته رضا شاکی دانسته، گفته که امشب جماعت وبلاگستان به یاد زنده یاد عمران صلاحی، مطلبی به طنز بنگاریم، چه خود عمران به این قائل بوده که حتی در مجالس ماتم نیز از بداهه و طنز دور نمی افتاده!
من هم به حد وسع ناچیز خود می نگارم و البته مهمانتان می کنم به آنچه در کافه تیتر بر عمران گذشته، شاید خوش تر باشد.

خدایش رحمت کند
تا بعد...
در مطلب قبلی به موضوع استفاده از موسیقی در برنامه های تولید صدا و سیما پرداختم و اینکه در نحوه استفاده از موسیقی در تلویزیون، انتقادهای اساسی نسبت به گزینش و نیز احترام به کپی رایت وجود دارد که عدم توجه به این نکات باعث بروز ناهنجاری های هنری و فرهنگی در دراز مدت خواهد شد.
مطلب امروز را به نوعی به نوشته های قبلی ارتباط می دهم و به نحوه استفاده از موسیقی در پیام های بازرگانی رادیو و تلویزیون می پردازم.

ادامه مطلب
به کدامین گناه؟واقعا به کدامین گناه اینچنین شاهد از بین رفتن حرمت ملودی ها و آهنگ هایی هستیم که بزرگترین موسیقی دان های جهان ساعت ها وقت خود را بر سر همراه ساختن نت به نت آنها صرف کرده اند و حتی گاهی از اوج دل و جان مایه گذاشته اند تا آن حسی را که در دل دارند با نوای ساز یک نوازنده بر تارک جانها بنشانند.
این مقدمه را گفتم تا یک پرونده بسیار داغ و قدیمی و ناراحت کننده رو باز خوانی کنم: استفاده نابجا و ناشیانه از موسیقی در صدا و سیما!

ادامه مطلب
این روزها بحث ابراز وجود برو بچ وبلاگستان فارسی با نوشتن افتخاراتشون داغه داغ شده و صد البته باید به مسبب این موضوع یعنی جوان ترین خبرنگار عالم!! و نیز پیگیر این ماجرای تقریبا خنده دار یعنی جلال سمیعی - البته به گفته همان جوان ترین خبر نگار عالم - تبریک گفت!
شاید مدت ها بود که در وبلاگستان فارسی چنین همنوایی ندیده بودم و نشده بود که همه با هم از یک موضوع گله مندی کنن و یا با نوشتن چند خطی از فضایل خودشون، نسبت به یک رفتار اعتراض سرد داشته باشن!
خوب اینکه کوروش ضیابری یا همون خبرنگار جسور و کم سن و سال در گوشه وبلاگش حدود ۳۰ تا ۴۰ عنوان مختلف رو برای خودش لیست کرده بود تا به همه بگه که با وجود سن و سال کم تجربه گرانی بر دوش داره، خیلی تعجب نداره، چون خود من در سال ها پیش زمانی که هنوز به دبیرستان می رفتم بعد از این که اولین فیلم کوتاهم رو ساختم، در کارت ویزیتی که واسه خودم طراحی کردم نوشتم :
فیلمساز و منتقد سینما!!!

ادامه مطلب

