تبليغاتX
چند کوچه بالاتر - کافه ای در چند کوچه بالاتر...
شنبه شانزدهم تیر 1386
کافه ای در چند کوچه بالاتر...

این مطلب رو شاید بتونم اسمش رو بذارم، یک نوشته خارج از نوبت یا یک نوشته فوق العاده! خیلی دلم گرفت وقتی فهمیدم  تهدید ها و ادعا های چند ماهه گذشته بالاخره عملی شد و اونچه که نباید میشد، اتفاق افتاد! حالم زیاد جالب نیست و نمی خوام پر حرفی کنم! البته بخاطر اینکه به خودم اطمینانی ندارم که بیراهه نرم و فحش و ناسزا تو مطلب نیارم وگرنه حرف زیاد دارم واسه گفتن!!

           

کافه تیتر رو تعطیل کردن، به همین سادگی! جایی که این مدت یک سال و خورده ای شده بود قلب تپنده هنر و ادبیات و فرهنگ و یه بلند گو واسه اونهایی که از جاهای رسمی دوری میکردن و دنبال یه جای امن بودن واسه حرف زدن و اعلام اینکه هنر و فرهنگ اون چیزی نیست که به صورت آماده و بسته بندی به جامعه تفهیم بشه!!! چی بگم واقعا از این همه دو رویی و نفاق!!

این رو بخونید، خود مطلب گویا است:    ...سردار ف.م در رسيدگي به پرونده كافه تيتر مي گويد: ... اگر كافه تيتر متعلق به طيف فكري خاصي نيست پس چرا تا به حال آقاي شريعتمداري –مدير مسئول روزنامه كيهان- را دعوت نكرده ايد.... چرا فلاني دعوت شد؟ چرا آن يكي برانداز آمد؟ چرا مخملي مي زنيد؟...

دورادور بهنام و بیتا رو، به خاطر این مدت خدمت به عرصه فرهنگ و هنر این مرز و بوم، سپاس میگم و این رو بهشون میگم که کافه اونها همیشه در چند کوچه بالاتر، حضور داره و پر شور تر از قبل به کارش ادامه میده.

تا بعد... 

پ.ن: در پست بعدی کامل تر از این ماجرا خواهم نوشت.

كنكاشي در تصورات یک آدم معمولی | | لينک به اين مطلب